حرف های نانوشته ... - تاریخ: 1397/5/12 ساعت: 1:41
لــب هــایــم را بــه سـکــوت وا داشـتــﮧ ام ولـی دسـتـانم هـمــیـشـﮧ پُــر از واژه هــایــی بــوده و هـســتــنـد کــﮧ هـیـچ حـرفــی بــرای ِ گــفــتـن نــداشـتــﮧ و مـعـنــای ِ خـود را درسـت مـ
کجای قصه مان ... - تاریخ: 1397/5/12 ساعت: 1:41
خوبِِ مَـــــن... - تاریخ: 1397/5/12 ساعت: 1:41
خوب من! عشق همین نیست که میپنداریدوست دارم كه به اين وسوسه تن نسپاریميرسد آخر اين جاده به تشويش و جنونبهتر آن است در اين راه قدم نگذاری عشق يعنی كه خودت را به كناری بِنَهیمثل موج آن طرف خويش قدم بر
آرامش... - تاریخ: 1397/5/12 ساعت: 1:41
رد پای رفتنت ... - تاریخ: 1397/5/12 ساعت: 1:41
می خواستم برایت یک آسمان بکشمکمی ابریک خانه که تویشآرام بگیرند ثانیه هایتمی خواستم برایت دست هایی بکشمکه دست های سردت راتوی جیب های پاکتی اش بفشاردمی خواستم برایت "دوست" بکشماز همان ها که جانشان برا
سپاسگزارم... - تاریخ: 1397/5/12 ساعت: 1:41
سپاسگزارم خدای من خنده را برای دهان او او را به خاطر من و مرا به نیت گم شدن آفریدی .."محمدشمس لنگرودی"
بیگانه... - تاریخ: 1397/5/12 ساعت: 1:41
همیشه روزهایی هست که انسان درآن کسانی را که دوست می داشته بیگانه می یابد. آلبر کامو
. . . - تاریخ: 1397/5/12 ساعت: 1:41
من چه در وهم وجودم ، چه عدم ، دل تنگ اماز عدم تا به وجود آمده ام ، دل تنگ امروح از افلاک و تن از خاک ، در این ساغر پاکاز درآمیختن شادی و غم دل تنگ ام...خوشه ای از ملکوت تو مرا دور انداختمن هنوز از سفر
نشد; - تاریخ: 1397/5/12 ساعت: 1:41
خواستند ازتو بگویند شبی شاعرها عاقبت باقلم شرم نوشتند;نشد
شراب تلخ من - تاریخ: 1397/5/12 ساعت: 1:41
ای شراب تلخ من !ترک تو تسکینم ندادبی تو بودن هم شبیه با تو بودن مشکل است ...! #فروغ_فرخزاد